Wars are won by those who are willing to sacrifice everything to ensure victory.
God of War
There's only ONE boundary in the whole universe.
And, it dictates that you are free just to do whatever is possible.
Insidious Slavery.
Possibility inhabits a boundary; impossibility whispers of what lies beyond.
Possibility certifies the prison; impossibility intimates the escape.
Seek not what is possible; seek to expand possibility itself.
The irony of balance.
The irony of balance.
Solitude is what the man always tries to get away from.
But it will be yearned the most, when he finds himself immersed in the crowd.
The irony of balance.
(If we've been telling lies, you've been telling half-lies.)
A man who tells lies, like me, merely hides the truth.
But a man who tells half-lies has forgotten where he put it.
Lawrence of Arabia
با سیلی سیب بیدار شدم و خودم را بر روی زمین در پی آدم یافتم.
گرسنگی، این گهگاه گیری دائمی، انگشت به اقتصاد کلان داشت.
آسودگی، این خواب آلودگی بی موقع، با صدای چکش صنعت بیدار شد.
فراموشکاری همچون مار اهمال دور گردن خاطره پیچید،
یادگار خوردن سیب در دایره افتادن سیب گم شد
بر سر هر قله فراغت سرابی از خود ساخت
گل درون من به بوی کاه گل رنگ باخت
.
زمان گیج انعکاس سیب است هنوز
مرد فقط یک نفر اونم میرزا کوچک خان جنگلی، نامرد هم فقط یک نفر اونم کسی که میرزا رو کشت. مرد و نامرد هر دو ایرانی.
وقتی مدام تایید میشی، غره میشی و قطعا از حرکت باز می ایستی
وقتی مدام رد میشی، نا امید میشی و قطعا از حرکت باز می ایستی
حیات آدم در گرو چند درجه کاهش و افزایش دماست.
چند درجه افزایش یا کاهش دمای بدن موجب مرگ میشه.
تاب تحمل همه چیزایی که داریم به همین شکل هستن
چند درجه افزایش تایید مساوی با غره شدن و برعکس
چند درجه کاهش خنده
چند درجه افزایش بیماری
و...
فقط نمیدونم چرا حتی با صفر شدن مطالعه و تفکر بازم ادامه زندگی میسره!