اونقدر وانمود کن که پشتمو خالی کردی یا میکنی و اونقدر سعی کن که منو بلرزونی تا به این باور برسی که من نه به کس دیگه ای برای تکیه کردن ایمان دارم و نه راهی رو از بیراهه روشن تر می بینم.
It's never been unexpected though and also I have a feeling it's not accidental.
let say it's planned. yes it is.
some kind of aperture is opening;
I can feel that.
I must get prepared for the message.
عجیبه که چند سالیه اصلا به سن و سالم هیچ اهمیتی نمیدادم به حدی که امروز یکی پرسید ازم چند سالته گفتم 35 سالمه. بعد به خودم گفتم بیشتره عااا! و بعد دوباره به خودم جواب دادم نه دیگه همین 35 اینا بودی دیگه!
ولی من 38 سالمه :))
این یعنی دست کم 3 ساله که وجودم رو از هستی بیرون کشیده م.
سه ساله که زندگی رو ایگنور کرده م.
خیلی عجیبه برام. آخه منم مثه بقیه آدمها حساس بودم نسبت به افزایش سن. چی شد چه بلایی سرم اومد که الان دست کم 3 ساله چنان بی خیال افزایش سن تاخته م که اصلا سن خودم یادم نبود!
حالا عصن نگرش من به فرداها و اینها به کنار که حتی نمیدونم بهش فکر میکنم یا نه! oh my god
من واقعا فکر میکردم 35 سالمه! مریض شدم روانی شدم فک کنم =| سگ تو ضرر، تو که همه تقصیرها رو گردن گرفتی اینم روش: از دوست هر چه رسد نیکوست *_^
خوابم؟ شایدم! کی چه میدونه! فقط مورفیوس - خدای رویاها - میدونه. تا حالا خوابی دیدی که به هیچ شکلی نتونی مطمئن بشی که خوابی یا بیدار؟
ببینم تو مسلک تو راه مهمه یا میوه؟
نه من نسوختم بلکه فرصت ها و فرصت هام رو سوزوندم؛ چرا که سوزش رو انتخاب کردم. پیمانه شکستم، پیمان نشکستم.
من شهیر یکی از این دو شهرم: بی عقلان و یا شجاعان. من بدون نردبون از بام سقوط تو بالا رفتم. حالا گرچه تو تنها کسی هستی که قضاوت میکنه هبوط کردم یا صعود اما این منم که تجربه کردم در مهر ورزیدن مجالی برای بیمه دانا نیست.
تنها مساله ای که مساله است و همیشه وجود دارد چاره یابی است.
هیچ مشکلی عاری از مساله چاره یابی نبوده و نخواهد بود.
مثلا «قدمت روی چشم» چند در میاد؟
اگه قرار باشه راستکی راستکی قدم کسی رو بروی چشم بذاریم که البته این استعاره س و در عمل یعنی قدمش رو به بهترین جا باز کنیم و بهترین مکان رو براش مهیا کنیم این چند در میاد؟
یه آدم چقدر باید هزینه کنه که بگن طرف آدم مهمون نوازیه؟
بهم بگن شجاع چقدر در میاد؟
و خب اگه بخوایم حساب کنیم این یکی برای یه آدم چقدر آب میخوره که در موردش بگن آدم راستگوییه؟
خیلی گرونن! البته گرون به این معنی که ارزشش رو ندارن نه، بلکه از این بابت که من اینقدر ندارم که بابتشون پرداخت کنم.
اما میدونم اگه برم وام بگیرم و یکم بیشتر کار کنم مسلما میتونم خونه و ماشین بخرم. آسون نیس اما چندان مشقتی هم نداره.
من چه ها باید بدم و چه ها باید بدست بیارم و بدم در ازای اینکه فقط دو تا کلمه خوش و اخلاق رو بهم بدن!
اونموقعی که هستی دقیق شده تا حساب هاتو رسیدگی کنه و ببینه آیا میشه بهت دو تا کلمه خوش و اخلاقرو بده میدونی قشنگ همون لحظات پر از فشار و تنشی هست که اگه به اندازه کافی نپرداخته باشی جوش میاری عصبی میشی و بد اخلاقی میکنی و تمام. «حسابت به اندازه کافی موجودی نداشت» اینو هستی بهت میگه. موجودی حسابم باید از چی پر باشه؟ از صبر، بردباری، خویشتن داری، گشاده رویی، عدم تلافی گری و...
ببینم، حالا این صبر که گفتی چند در میاد؟...
باغ انباشته از تپش و نجوا و زمزمه است
لبریز از هیاهوی حیاتی مغرور
همه، بجز درخت گلابی
که با بدنی خاموش
و دست های خالی
میان آن همه ولوله و رویش ایستاده
و گوشش بدهکار به ملامت این و آن نیست.
ما اغلب اوقات از آروم کردن و تسلی دادن خودمون قاصریم و ناتوان اما وقتی پای آروم کردن دیگران وسط باشه خیلی بهتر این کار رو انجام میدیم و باعث تسلی میشیم. رمز این تضاد در گفتاری که استفاده میکنیم نیست. چرا که اگه تجربه کرده باشید همون چیزایی که به خودمون میگیم اما آروم نمیشیم رو به دیگران میگیم و تسلی پیدا میکنن. در ایمان نداشتن به حرفایی که به خودمون میزنیم هم نیست چه بسا دیگران هم در درون خودشون باوری به حرفای آرامبخش ما ندارن.
واقعا چه چیزی هست که تفاوت ایجاد میکنه تا من نتونم خودمو آروم کنم اما بتونم دیگری رو تسلی بدم؟ در آروم کردن خودم ناتوان و در آروم کردن دیگران توانا باشم؟
عرب ها بدن
چینی ها بدترن
آسیای شرقی (ظاهرا بجز ژاپن) مایه ننگ بشریتن حتی در انظار حیوانات.
این نطر منه. البته جامعیت نداره. جهان شمول هم نیست.
چرا همه چیز میخورن و چرا حیوون زبون بسته رو زنده زنده کباب میکنن زنده زنده آب پز میکنن؟
حیوونا رو خدا مسخر ادم کرده که ازشون بهره ببره و از طرف دیگه آقاییشون رو بکنه و این یعنی نگهداریشون بکنه مراقبتشون کنه. نه اینکه اذیتشون کنه زجرشون بده و ظلم کنه.
لعنت خدا و همه مخلوقات بر زنده خواران و همه چیز خواران. امیدوارم کروناویروس ریشه همه ظالمین رو بکنه.
مستندهای حیات وحش هم که نشون این کفتار هست که شکارش هنوز زنده س و شروع کرده میخورتش و چقدر تو ادبیات دنیا به آدمای رذل میگن کفتار چرا که این کار کفتار رو رذالت میدونیم. در حالی که کفتار غریزه ش اینه و عصن شعور و عقل و شان آدم رو نداره. این ملل آسیای شرقی روی کفتار رو کم کردن.
امروزه به کسی بگی چینی یعنی از کفتار بدتری!
خدایا کسایی که ظلم میکنن به حیوانات رو لعنت کن و ریششون رو بکن.
آنجلا مرکل از یه زاویه خیلی قشنگی درباره شیوع کرونا تو آلمان صوبت میکنه:
This is putting our solidarity, our common sense and our openheartedness for one another to the test, she said. I hope that we will pass it
میگه: «این همبستگی ما و درایت ما و مهربانی و کرامت ما نسبت به همدیگه رو به ورطه آزمایش می بره و من امیدوارم که ما نمره قبولی بگیریم.»
اونایی که سوپرمارکت ها رو خالی کردن، داروخونه ها رو از مواد ضدعفونی کننده و ماسک خالی کردن اونایی که دست به احتکار و گرون کردن زدن برای همیشه شرمنده انسانیت خواهند بود.
حقیقت سنگین است.
از بار حقیقت است که ستاره معکوس می شود. ما اصل مطلب را ندیدیم و سایه ستاره را سیاه چاله نامیدیم. پایداری ش، استقامتش و از هر چیز مهمتر انتخابش مجذوب کننده است. هر چیز که از نزدیکی هایش رد شود جذبش می شود.
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
Is really God punishing me?
Or, actually I'm being rewarded!
I don't like the idea that says this is just the roll of the dice =|
